نوشته شود.هرچه به هرکه.باید مجالی باشد که می رود رو به پایان.و تو اینجا نشسته ای،
هیچ نمی کنی.لابد حادثه ای رخ داده که ما اینجا نشسته ایم و هیچ نمی کنیم.لابد خطری
هست که خبری نیست از هیچ بلایی.حتما دارد دیر می شود."
همین طور گفت تا بالاخره رخ داد. یعنی فهمید که رخ داده رخدادی.
به او گفته بود که دهنش را ببندد. گفته بود اوست که این بلاها را سرشان می آورد.
به او گفته بود:خفه شو !تو بلاهارا صدا می زنی، می آوری سر ما.
توی اتاق نشیمن ، همین طور که نشسته بود آنجا چایی بخورد روزنامه به دست و کانال عوض کند
در اثر گاز گرفتگی، چند وقتی بود خفه شده بود.